آرشیف-English-پښتو-پارسی-دری

جستجو

آرشیف ادبیات

وقتی که غزل شهنشاه خود را از دست میدهد

 

(لطف الله راشد)

10:10:2011

...وامروز موسیقی سوگوار شد

سلطان غزل هند مردی با صلابت ومتانت موسیقی هند امروز چشم از جهان فرو بست.

جگجیت سنگهـ مردی ازتبار خاصان وآنانیکه نقشی ماندگار در رهگذر دنیا از خود بجا می گذارند با هزارن شور ونوا زنده گی کرد امروز جاده ی سرد زنده گی را خاموشانه طی نمود اما غوغای عجیب وبی نظیری از خود بجا گذشت.

او رفت وصدها هزار علاقمند خود را در سوگ نشاند. جگجیت هنرمندی که مادر گیتی چنین نزاده و نزاید دیگر نیست تا بخواند وشوریده ها را شوریده تر، پخته ها را پخته تر و سوخته ها را سوخته تر سازد. اما آواز ماندگارش برای همیش در جهان باقیست.

هفتاد سال و اندی پیش از امروز جگجیت سنگ در خانواده ی متوسط که به گفته ی خودش از نگاه مالی نه خوب خوب بود ونه بد بد چشم به جهان گشود.اورا والدینش جمهوهن سنگهـ نامیدند اما بعد ها جگجیت سنگهـ یا ((جهانگشای پیروز)) لقب یافت.

پدر برای اولین بار پی به استعداد بزرگ دروجود فرزندش برد واورا به سنت سکهـ ها که به موسیقی ارج می گذارند برای فراگرفتن سازو سرود نزد آموزگار نابینایی به فراگیری موسیقی برد. به یقین که عجیب آموخت وبی سابقه بازگو کرد.

باری وی درصحبتی از آن دوره حکایت کرد و گفت (( ترانه ی نیایش بامدادی را درمکتب من می خواندم، سرود ملی را هم من می خواندم، علاقه ام به آواز های طلعت محمود، لتا منگیشکر وهیمنت کمار بود وهمین علاقه مرا به خود کشاند.

نخستین باری که برای مردم آواز خواندم پانزده سال داشتم، آنروز مردم به من دویا سه روپیه دادند و برخی هم مهربانانه به من گفتند (( خوب میخوانی )) اما حادثه یی جالبی او را مصمم به پابندی به حضور دردنیای موسیقی نمود وتا پای جان از این تصمیم نگشت.

حکایت جالبی در این خصوص داشت و این حکایت چنین است که هنگامی که او هژده سال داشت شبی برای چند هزار نفر شنونده آواز می خواند اما در جریان موسیقی ناگهان چراغها خاموش شد ومردم نیز همه خاموش شدند تنها دستگاه پخش صدا فعالیت میکرد واو بدون هیچ تاخیری همچنان به آهنگی که می خواند ادامه داد.

تا نیمه های شب این آواز خوانی را ادامه داده تا دریافت که مردم همچنان خاموش اندو به او گوش می دهند. این رویداد وبرخورد صمیمنانه ی مردم سرنوشت اورا با موسیقی گره بست و آنچنانش شوریده وبی قرار کرد که د مشقت وریاضت کشید، تلاش کرد تا روز تا روز پله های پیروزی را پیمود وسرانجام جگجیت سنگهـ شد. او می گوید من فرزند سخت کوشی های خودم هستم.

جگجیت پر آوازه درسن بیست سالگی سرامد موسیقی دانشگاه وبرنده ی چندین ستایشنامه ، مدال وجایزه گردید وسرانجام درسال 1961 به بمبی رفت تا هنرش رابه گوش کمپنیهای بزرگ هند برساند اما این حرکت با موفقیت همراه نبود وبعد از چندین آزمایش نزد استادان بزرگ موسیقی هند نتیجه ی نا موفق بدست آورد و دوباره راهی شهر جلندر شد.

اما او شکست را نپذیرفت. درسال 1965 مصمم ترا زگذشته به ممبی آمد واینبار با موفقیت توانست از کوره ی آزمون بدر آید.او دوغزل ثبت کرد وهمین کافی بود تا هنر شناسان هندی پی به راز بزرگ هنر در وجود جگجیت سنگهـ ببرند.

او درسال 1975 هنگامی که درتلاش تهیه ی موزیک برای آل اندیا رادیو بود با دوشیزه چترا آشنا شد. این آشنایی دوسال بعد به ازدواج آنها انجامید. فراموش نشدنیها اولین آلبوم مشترک جگجیت و چترا درسال 1975بودکه این زوج را به پله های شهرت و آوازه رساند وشوریده های موسیقی هند دانستند که اخگری درزیر خاکستر است. این دستاورد به یکباره گل کرد ونام این دوهنرمند را بیشتر سر زبان ها آورد.

(برهادا سلطان ) یا شهریار ماتم دومین و باز گشت زنده گی سومین آلبوم این هنر مند بزرگ بود وبه همین ترتیب زمانی که وی ازچشم از جهان بست بیش از هشتاد آلبوم موسیقی داشت.

شهرت جگجیت زمانی اوج یافت که دربهار سال 1982 میلادی درکنسرتی درانگلند 6000 تکت درسه ساعت به فروش رسید واین ریکارد بزرگی بود برای هنرمندی که پله های شهرت و پیروزی را می پیمود. در 1983 هنگامی که بالیود غزلسرایان خود را از دست میداد آواز جگجیت روح تازه یی به سینمای بالیود بخشید واو بار دیگر آوزش را رایگان دراختیار سینمای هند قرار داد.

فلمهای پریم گیت، اوشکار و ارتها را با آواز خود برای همیش ماندگار ساخت. درسال 1987 موسیقی مشهور فلم میرزا غالب را تهیه کرد ودرنیمه های تکمیل این کار بزرگ بودکه (وی ویک) یگانه پسرش را که 18 سال داشت از دست داد. این حادثه روح بزرگ جگجیت را پژمرده ساخت وسبب شد تا جگجیت برای شش ماه تمام خاموش شود وخانم چترا آواز خود را از دست بدهد وهرگز به استیژ کنسرت نرود.

جگجیت این حادثه را بزرگترین تراژیدی زنده گی اش توصیف کرد اما او با این اندوه مبارزه کرد و ثابت نمود که جگجیت خاموش نمی شود. دوباره برخاست و این بار چنان شوریده تر سرود که لقب سلطان غزل هند را از آن خود کرد همه مرا مبهوت کرد.

سالها سرود اما شاید برای اولین وآخرین بار بودکه نتوانست مرهمی بر دل سوختگان آواز خود بنهد. قرار بود دربیست وسوم سپتامبر سال جاری میلادی کنسرت مشترکی با استاد غلام علی به اجرا گذارد اما سرنوشت اورا به عوض استیج موسیقی به بستر بیمارستان کشاند. این کنسرت هرگز اجرا نشد و شهنشهاه همیشه فاتح موسیقی هند بعد از 17 روزمبارزه با مرگ سرانجام طعم تلخ آخرین شکست را چشید وصبحگاه روز دوشنبه دهم اکتوبر در جدال مرگ و زنده گی مغلوب شد.

 

 

 

 
ادبیات

--

 
 
 
 
 
--------