برنده و بازنده فلمی است از سم ریمی که در یک شهر بی حساب و کتاب و بی قانون اتفاق می افتد. فلم تقریبا از موقع ورود یک دختر جوان به این شهر شروع می شود که ظاهرا برای شرکت در مسابقه بهترین هفت تیر کش به آنجا می آید و قصد دارد برندۀ جایزه این مسابقه گردد. اما صحنه هایی که ادامه فلم را تشکیل می دهد چیز دیگری را ثابت می کند و آن این است که پدر این دختر که در گذشته شهردار همین شهر بوده با حیلۀ شخصی به نام جان هرد که شهردار فعلی این شهر و طراح این مسابقات است به دست همین دختر وقتی هفت یا هشت سال بیشتر نداشته کشته می شود. و حالا او به بهانۀ این مسابقات در حقیقت برای انتقام گرفتن از هرد وارد این شهر شده است.

در این وسترن امریکایی که با هفت تیر کشی ها و زد و خورد های زیادی همراه است مسائل دیگری هم به شکل جانبی مطرح گردیده که نتایج اخلاقی را در پی دارد مثلا شخصی در این فلم به نام کورتس حضور دارد که قبلا یک آدم کش حرفه یی بوده اما پس از اتفاقی دست از این کار بر می دارد و با توبه به درگاه خداوند به تبلیغ مسیحیت می پردازد و از مخالفین سرسخت خشونت می شود.
کورتس در این فلم به وسیله جان هرد برخلاف میل باطنی اش مجبور به شرکت در این مسابقات می شود اما در عین حال با دختری که برای گرفتن انتقام خون پدرش به این شهر آمده همکاری های زیادی را می کند بدون این که از هدف او به شکل کامل با خبر باشد. یکی دیگر از کسانی که در این فلم حضور برجسته ای دارد پسری است که در تمام صحنه های فلم به نام بچه یاد می شود و لئوناردودکاپریو هنر پیشه نقش اول فلم تایتانیک در نقش او ظاهر شده است. او در این فلم پسر جان هرد است. او که خود نیز هفت تیر کشی سریع و حرفه ایست همواره از سوی پدرش مورد تحقیر و توهین قرار می گیرد تا جایی که مجبور می شود برای اثبات خودش با پدرش رویا رو گردد. وی هر چند در این رویا رویی هرد را زخمی می کند اما خود او کشته می شود. پستی جان در حدی است که از مقابل این صحنه یعنی قتل پسرش به دست خود او با خونسردی می گذرد و به ادامه این مسابقه می اندیشد. در ادامه این مسابقه کورتس و دختر نیز مجبور به رویارویی باهم می شوند که ظاهرا در این قسمت دختر کشته می شود اما در واقع او با استفاده از جوهر قرمز جان هرد را فریب می دهد و با کمک پیرمرد گورکنی که از راز او آگاهی دارد مرده قلم داد می شود ودر فینال این مسابقات به کمک کورتس می شتابد که در مقابل هرد قرار گرفته و در صحنه پایانی با وصف زخمی که بر می دارد موفق می شود جان هرد ر ا به قتل برساند و انتقام پدرش را بگیرد.

در نقش های اصلی این فلم هنرپیشه هایی مانند شارون ستون، جین هاکمن، راسل کرو و لئوناردو دکا پریو حضور یافته اند.
در تصاویر مختلف این فلم بیشتر از رنگ های گرم استفاده شده که از نظر روانی کمک زیادی به مخاطب برای هماهنگ شدن با فضای فلم می کند.
جلوه های ویژه این فلم نیز به شکل بسیار تکنیکی فلم برداری و طراحی شده است که جذابیت خاصی را به آن بخشیده است.
به یکی دیگر از مسائلی که در این فلم باید توجه کرد برخورد سمبولیک آن با بعضی از عناصر فلم است به طور مثال در یکی از صحنه های فلم که راوی آن ذهن دختر از دوران گذشته است پس از کشته شدن پدرش به دست خود او و با دسیسه هرد عروسک دختر از دست او پرت می شود و در زیر سم اسب های افراد هرد لگد مال می شود که تداعی کننده لگد مال شدن حس و عاطفه اوست. یا وقتی که در صحنه آغازین فلم دختر وارد این شهر نفرین شده می شود در اولین بر خورد با مرد تابوت سازی هم صحبت می شود که با عجله مشغول کار است و گویا سفارشات زیادی دارد و جز این شغل فقط مشروب فروشی و اسلحه فروشی در این فلم بر جسته نشان داده شده که به نوع دیگری بی بند و باری را به ذهن می آورد.
کارگردان این فلم یعنی سم ریمی در کار نامه خود فلم اسپایدرمن یا مرد عنکبوتی را نیز دارد.