روح الا مین امینی
فیلم "هیس" کاری است با کار گردانی سید فهیم هاشمی که اخیرا در کابل اکران عمومی شد. قصه این فیلم قسمتی از زندگی دانشجویی چند محصل دانشکده پزشکی را به تصویر می کشد که برای بهتر فهمیدن درس های شان نیاز به یک اسکلت بدن انسان پیدا می کنند و برای رسیدن به این خواسته شان با برنامه ریزی های قبلی به یک گورستان می روند تا از یکی از قبرهای کهنه آنجا به اسکلتی دست یابند. که در این بین "حیات" که داوود تابان در نقش او بازی کرده و نقش محوری در این فلم را بر عهده دارد دچار نوعی اختلالات روانی می شود و از این سبب راهی دیوانه خانه می گردد.
در حاشیه ی این داستان موضوع عاشقانه ای نیز حرکت می کند. حیات عاشق دختری است به نام سیما که از هم صنفی های اوست. عشقی متقابل که صحنه های مختلف فلم واقعی بودن آن را به خوبی توجیه می کند.

برخورد پارادوکسیکال کار گردان با این فیلم یعنی قرار دادن مرگ و زندگی، عقل و جنون و شادی و غم در کنار یکدیگر به عنوان عناصر اساسی تشکیل دهنده فیلم و از زاویه دیگر تقابل فضای امن و آرامش بخش دانشگاه و خانه که بیشتر صحنه هایی که در فضای بسته خانه برداشته شده در منزل سیما می گذرد و فضای هراسناک گورستان به نوعی دیگر تاکیدی بر جمع کردن اضداد در این فیلم است که تا اندازه ای هیس را در این امر موفق می یابیم.
اما موضوع مهم تری که در این چوکات باید به آن اشاره کرد سوژه ی "هیس" است.
فیلم هایی که تا به حال در افغانستان ساخته شده اند غالبا به موضوعات بسیار ابتدایی و دم دست پرداخته اند موضوعاتی که به علت استفاده زیاد آنها چه در سینمای افغانستان و چه در سینمای های دیگر کشورها خصوصا هند به کلیشه هایی بدل شده اند که بعد از چند دقیقه آغازین فیلم دست آن تا آخر برای مخاطب رو می شود و به راحتی می تواند جلوتر از فلم حرکت کند. و تلفیق مشکلات و دغدغه های اجتماعی هم با این دست از فیلم ها همان حالت و رنگ و رو را گرفته و دیگر نمی تواند تاثیر چشم گیری بر حل مشکلات این جامعه علیل داشته باشد. که اولین دلیل اش طوری که گفتیم کلیشه شدن سوژه هاست و دومین دلیل آن را هم به حساب برخورد ضعیف و تقلید آمیز عوامل آنها با فیلم ها می گذاریم.
اما در هیس مسئله فرق می کند از نام آن که شروع کنیم تا پایان فیلم با چیزهایی روبرو می شویم که نشان می دهد این خود عوامل فیلم اند که حرف می زنند نه اینکه بیایند و حرف های دیگران را بیان کنند. در یک جمله هیس از آن دسته از فیلم هایی است که پشت سرش را نگاه نکرده و نخواسته به اصطلاح معروف هم رنگ جماعت باشد. انتخاب این سوژه و سوژه تعداد انگشت شمار فیلم هایی دیگر که در افغانستان ساخته شده به نظر من مهم ترین پیامی را که بخصوص برای دست اندر کاران سینما می تواند به همراه داشته باشد این است که می توان کارهای دیگری هم انجام داد. سینما منحصر به هندی بازی های معمول و کلیشه شده نیست و مشکلات اجتماعی ما فقط عده ای "بد معاش" نیستند که باعث اذیت مردم می گردند بلکه باید نگاهی ریز بین تر داشت و به مشکلاتی که به ظاهر کوچک می رسند با دیدی عمیق تر نگاه کرد. مشکلات امروز دانشجویان به عنوان کسانی که در آینده یک کشور نقش محوری را بر دوش دارند پیامد های نامیمونی دارد که فردا گریبان تمام اقشار جامعه را خواهد گرفت.

ضیا گل سلطانی
از مسئله سوژه که بگذریم می رسیم به بازی گرهای این فیلم که به جز داوود تابان تقریبا همه ی بازیگران کسانی هستند که اولین حضور سینمایی شان را می بینیم این مسئله می تواند سبب کشف چهره های نو برای سینمای ما شود. سینمایی که یکی از رنج هایش نداشتن و یا حد اقل کم بود بازیگر خوب است. و از این دریچه فیلم هیس خانم ضیا گل سلطانی را به عنوان بازیگری توانست به نمایش بگذارد که ظرفیت های زیادی برای چهره شدن در سینمای ما را دارد. چهره معصوم و آرام و خونسردی ستودنی او به عنوان اولین بازی برگ های برنده خوبی است تا بتوان به آینده اش بسیار امیدوار بود.
از این حرف ها که بگذریم در بعضی از صحنه های "هیس" یک شتاب زدگی نیز به چشم می خورد شتاب زدگی ای که باعث می شود مخاطب را غافلگیر کند اما باید توجه داشت که منظور از غافلگیری در این جا این نیست که مخاطب را به هیجان وا دارد بلکه این غافلگیری باعث می شود تا مخاطب در فلم احساس تصنع کند و احیانا آن حس هم ذات پنداری ای را که در طول فلم به او دست داده ناگهان از دست بدهد. خوب شدن ناگهانی حیات در یکی از صحنه های پایانی فلم جایی است که به خوبی این شتاب زدگی احساس می شود و مخاطب حس می کند که کارگردان با خستگی تمام خواسته هر چه زود تر سر و ته فیلم را به هم آورد با وصف این که این تکه از "هیس" یکی از ضرب آهنگ های این فیلم به شمار می رود که باید به خوبی به آن دقت می شد.
بعضی نکات ریز و درشت مثبت و منفی دیگری نیز در این فیلم مانند تازه بودن و بسیار ملایم بودن خاکی که ظاهرا مربوط به کسی است که بیست یا سی ساله پیش مرده در این فلم وجود دارد که در این مجال اندک فرصت بحث پیرامون آنها نیست.
اما در یک کلام فیلم "هیس" از آن دسته از فیلم هاییست که از ساختار فرسوده و کلیشه شده سینمای افغانستان بیرون گردیده و با حرف هایی نو تر برخوردی جدی تر داشته و نشان می دهد که دست اندر کاران آن با تلاش جدی تر و بر خوردی تکنیکی تر می توانند در آینده حرف های زیادی در سینمای ما برای گفتن داشته باشند.