وقت نمازظهرفرارسید، حاضران مجلس تک تک به خواندن نماز شروع کردند. یکی ازمهمانان نمازش را شکسته ادا کرد و در گوشه یی نشست. نمازگزاران بعد از ختم نماز از او پرسیدند:
ـ من ازجملۀ تکنوکراتان کارشناس هستم، پنج سال پیش برای بازسازی آمده بودم، اوضاع امنیتی روبه خرابی است، مجبورم که نمازمسافر بخوانم
دندان خُرم
ـ الهی شکر، اگه خدا به کسی دخترمیته، مثل توبته؛ چتو نانه لقمه لقمه می سازی و به دهن پدرک پیرت می گذاری؛ بیچاره خس چارراه شده؛ معلوم میشه که "دندان خرم" کشیده؛ وی ازبرای خدا، کله گکش مثل" تنبورچی" ها می لرزه.
ـ خاله جان، آو را ندیده، موزای ته نکش؛ خدا سرت رحم کده که گوشایش کراست؛ چشما یش هم کمی تاریک می بینه، و گر نه ازدندان هایت"خَرَک تنبور" می ساخت ودَ موهایت تنبور می زد!
ـ وای! دَر را زدم، دیوارکفید؛ چرا گپه کج بردی ؟
ـ توهمه چیزه کج بردی، ای پیرَکی عاشق پیشه، هفت شوانه روز دالر باد کد، بچه رقصاند تا مره به خانیش آورد؛ حالی آمدی که برش دختر بتراشی!؟