کشمش نخود
خراضطراری
دهقانی خرش را برای فروختن به بازار برد. دوستی در راه برایش گفت:
ـ نا شکری نکن، از پا و قدم همین خر یک لقمه نان نصیبت می شد، بعد از این چه خواهی کرد؟
دهقان گفت:
ـ تو غافلی، خرکاری دریای علم است. بخواهی نخواهی، حالا می فروشمش؛ هر وقتی که حالت اضطراری در پاکستان از بین رفت، از پولش دو تا خرمی خرم.
لقمۀ فوق العاده
شخصی به مهمانی دوستش رفته بود. وقتی سفره پهن شد و پلوهای رنگارنگ چیده شدند، مهمان بعد از خوردن دو سه لقمه، دستش را عقب کشید. میزبان با نگرانی پرسید:
ـ چرا عقب نشینی کردی؛ مگربرنج نمک نداشت یا دَم نگرفته بود؟
مهمان با ملایمت گفت:
ـ نام خدا، پلوت، فوق العاده دَم گرفته، اما متوجه دیگ و کاسه ات باشی که، در پاکستان هم وضعیت، فوق العاده دَم گرفته است.
***
پلوسیاسی
ـ او زن، عقل داری یا نه، چرا پلوه ای قدر چرب پختی؟
ـ عجب! تمام عمر، پلو چرب، خورده خورده، از شکمت آودان ساختی، امشو چتو نُق می زنی!؟
ـ ایتو دلیل می گی، که آدم فکر می کنه در وزارت تجارت کارمی کنی. تو گنجشک کله، تا به حال خبرنداری که قانون اساسی پاکستان به حالت تعلیق در آمده!؟
مرگ موش ارزان شده
تا جایی که خبر داریم، در این روزها به علت بلند رفتن قیمت اجناس، در قلمرو سفره های مردم، حالت فوق العاده اعلام شده است. دیگ ها و چمچه ها در نتیجۀ بیکاری به اعتصاب غذایی دست زده اند، و چایجوش ها در اعتراض به این وضعیت نابسامان، نول های شان را دوخته اند .

برای دریافت علت های دلسردی تنور و دیگدان، و پرخاش های چمچه و چایجوش، یک مشت زغال سیاه را در جیب مان انداختیم و با همرکابی تخم پزی و آش گز رفتیم به دفترجناب" دکتور شکمزی روده دراز" رئیس عمومی امور شکم پروری:
ـ در آغاز، بفرمایید که چرا قیمت ها تا این اندازه بلند رفته اند؟
ـ برای آن که غرورملی مان پایین نیاید.
ـ آیا نمی توانید قیمت آرد و روغن را کمی پایین بیاورید؟
ـ می توانیم، اما می ترسیم که مردم حلوا خورمان به مرض قند و چربی خون دچار شوند، آن وقت پول درمان و دارو را از کی بگیرند!
ـ دربارۀ قیمت زردک و کچالو چه نظردارید؟
ـ برای رشد بازار آزاد فعلاً زردک را بالا برده ایم، اما خوش بختانه کچالو به جایش است.
ـ صابون، جنس بسیار مهم است، چرا قیمتش را پایین نمی آورید؟
ـ گفتنش خوب نیست، به غیرت افغانی مان برمی خورد، اما به اجازۀ آش گز، برای هموطنان ما که تا هنوز ازدواج نکرده اند، خریدن صابون بسیار خطرناک است.
ـ شما می دانید که مردم ازگرانی تیل آن قدر رنج می برند که اگر توان خرید پنج لیتر تیل را می داشتند، شاید خودشان را آتش می زدند!
ـ ما به مردم با غیرت مان وعده می دهیم، هرگاه کسی ارادۀ سوختاندن خودش را داشته باشند، به قیمت بسیار پایین، برایش تیل می فروشیم.
ـ تخم پزی از شما گله دارد که از بی تخمی او را فقط " پزی" صدا می زنند، در پاسخش چه می گویید؟
ـ جناب تخم پزی! این سوال تان را با خروس های خارجی مطرح کنید.
ـ در آخر می خواهیم بدانیم که برای پایین آوردن قیمت مواد خوراکی و اجناس مهم چه برنامه یی دارید؟
ـ به اساس ارزش های اقتصاد بازار و کسب رضای مردم،ان شاءالله در آینده قیمت های سان سفید، مرگ موش و جلاب دارو را بسیارپایین می آوریم.
تُف سربالا
ـ وای وای ،از بوی این دولت بی اداره، دلم شور می زند؛ همه گی سر به خود روان استند؛ کسی راه کسی را نمی گیرد؟
ـ برادر بوی شناس، تو اول راه"بدر رفت" خانه ات را بگیر، که نامراد جانب سرک عمومی سر به خود روان است.
***
ـ والله چه بگویم، این حکومت بیخی بی آب شده است!...
ـ راست می گی،بدو، برو، نل پیش روی خانه ات را ببند که بی آب نشود.