سازمان ملل متحد درتازه ترین گزارش خود آورده است کــــــــــه سال گذشته ی میلادی خونین ترین سال برای مردم ملکی در افغانستان بود. در گزارش کمیشنری عالی حقوق بشر سازمان ملل که هفته ی گذشته منتشر شد آمده است که درجریان 11 ماه سال گذشته ی میلادی 2186 فرد ملکی به قتل رسیده است در این آمار همچنان روشن شده که 60 درصد این افراد توسط مخالفین مسلح و32 درصد توسط نیروهای طرفدار دولت به قتل رسیده اند. این گزارش همچنان واضح نموده است که دلیل قتل هشت درصد افراد کشته شده در این آمار تاهنوز مشخص نگردیده است.
سازمان ملل متحد ضمن ابراز نگرانی ازاین وضعیت گفته است که این رقم بلند ترین شمار کشته شده های مردم ملکی در افغانستان بعد از حمله بالای طالبان درسال 2001 میلادی را نشان می دهد.
از سال هاست که نهاد های حقوق بشری، سازمان ها و مراکزی که درپیوند به دفاع از حقوق بشر درافغانستان فعالیت می کنند از بلند رفتن آمار کشته شده های مردم ملکی درجریان حملات خبر داده و از آن ابراز تاسف وتاثر می کنند. حل این چالش و برون رفت از آن ظاهرا به یک گره کور برای جهانیان مبدل شده که باز نمودن آن مهال می نمایاند.اما آیا تنها ابراز نگرانی و تاسف میتواند پاسخگوی مردم وتوجیه کننده ی این ادارات که ملیون ها دالر هزینه را سالانه به مصرف می رسانند باشد.
سال های گذشته مردم شاهد حملات خونین جنگنده های هوایی نیروهای بین المللی بودند. از بمبارات در محفل عروسی و مراکز تجمع مردم در ساحات ملکی گرفته تا حمله ی شبانه بالای خانه های مردم همه و همه مواردی است که از سوی نیروهای بین المللی واقع گردید اما کمتر این موارد با اظهار تاسف استقبال شد و بیشتر آن به فراموشی سپرده شد.این موارد همچنان با ابراز نگرانی و بعضا تقبیح نهاد های حقوق بشری نیز مواجه گردید.
هرچند این واقعات در حال حاضر کمتر شده است اما در آن سوی خط، طالبان مسلح که بیشتر درمیان مردم واز ساحات ملکی استفاده میکنند وبه باور خودشان پایه ی مردمی دارند از دست به کشتار مردم ملکی زده وآنان را به اشکال گوناگون به قتل می رسانند
گفته می شود بیشترین قربانیان ملکی در افغانستان به اثر بمگذاری های کنار جاده، حملات انتحاری و انفجار ماین ها صورت گرفته است. جنوب افغانستان در جریان سال 2009 میلادی بار ها شاهد این دست حوادث بوده است.
هرچند مردم انتظار مشابهی از نیروهای طرفدار دولت و شورشیان طالب ندارند و بیشتر قوای بین المللی و نیروهای دولتی را متهم به ایجاد چنین وضعیت می کنند اما در واقع آنان می توانند با ایجاد فشار بالای شورشیان مسلح دولت وضعیت را به نفع خود تغیر دهند. قیام مردم در ولسوالی گیزاب ولایت دایکندی به ضد شورشیان مسلح وراندن آنها از مناطق مسکونی سبب آزادی مردم این محل گردید، در حال حاضر مکاتبی که از چهار سال به اینسو دراین منطقه مسدود بود دوباره فعال شده و مردم نیز در فضای آرام زنده گی می کنند. این حرکت درس خوبی است برای مردم در دیگر ساحات افغانستان که شورشیان مسلح را در بین خود جا داده اند.
مردم می توانند با استفاده از نفوذ بزرگان قومی ، افراد بارسوخ ونیروی خودشان شورشیان را وادار سازند تا از خانه های آنان به عنوان سنگر استفاده نکنند و درعین حال در مناطقی که افراد ملکی زنده گی می کنند ماین وبم های کنار جاده را جابه جا نساخته وافراد ملکی را هدف قرار ندهند.
اتحاد مردم در بسیاری از ساحات شرق، وبرخی از مناطق افغانستان مرکزی نشان داده که حرکت مردمی درهر حالت سرنوشت را به نفع آنان رقم خواهد زد.