بازسازی افغانستان یکی از مهم ترین شعارهایی بود که دولت امروز ما با آن وارد میدان شد و این شعار برای مردم نیز بسیار امیدوار کننده بود چرا که مردم این کشور نیز با تکیه به حمایت جامعه جهانی با امیدواری فراوان به سوی آن می نگریستند و امیدوار بودند که در مدتی نه چندان طولانی کارهایی زیر بنایی در این کشور صورت خواهد گرفت که در وضعیت زندگی شان تاثیرات مثبت فراوانی را می گذارد.
اما بعد از گذشت هفت سال متوجه گردیدیم که این گونه فکر کردن خواب و خیالی بیش نبوده چرا که موج کمک های بین المللی به افغانستان با مدیریت نادرست و عدم کنترول مسوولین یا بی جا به مصرف رسیده و یا هم باور بسیاری از مردم این کمک ها توسط دولت مردان افغانستان و بعضی نهاد های بین المللی حیف و میل شده اند.
افغانستان به عنوان کشوری که از بستر چند دهه جنگ و نابسامانی برخواسته و فقر و مشکلات اساسی دیگر در آن موج می زند. به این معنی که دارای ضرورت های مشخص خود است؛ این را می طلبد که در قدم اول مسوولین امر به شناخت ضرورت های این جامعه بحران زده بپردازند نکته ای که تا به حال توجه چندانی به آن نشده است.
بیشتر مشکلات مردم، امروز در افغانستان از همان فقر اقتصادی سرچشمه می گیرد و دولت هم یا این ضرورت را به خوبی نشناخته و یا هم در راه مبارزه با آن به شکل درست و دقیق عمل نکرده است.
اگر بخواهیم مشکلاتی که امروز مشکلات اساسی در افغانستان به شمار می آیند مانند ناامنی فساد اداری مواد مخدر و مشکلات دیگری از این دست را به شکل دقیق تر ببینیم خواهیم دریافت که ریشه های آن به مشکلات اقتصادی بر می گردد. به طور مثال پرداختن به کشت مواد مخدر توسط یک کشاورز افغان می تواند چه دلیلی جز فقر داشته باشد چرا که یک کشاورز افغان که از هیچ زاویه ای تحت پوشش دولت قرار ندارد و تولیدات زراعتی خویش را نیز مجبور است با قیمت نه چندان مناسب به فروش برساند و در مقابل آن مواد سوختی برای به دست آوردن آب برای زمین هایش کود کیمیاوی و چیز هایی دیگری از این دست را با قیمت بلند بخرد و از زاویه دیگر مواد اولیه برای زندگی را که وابسته به واردات کشور است را نیز با قیمت بلند خریداری می کند راهی جز پرداختن به کشت مواد مخدر نمی بیند. و طوری که بدیهی است کشت مواد مخدر نیز در افغانستان رابطه نزدیکی با نا امنی های موجود در این کشور دارد چرا که قاچاق مواد مخدر بیشترین مفاد را برای نیروهای تروریست مخالف با دولت دارد چرا که این نیروها قسمت زیادی از امکانات خویش را از راه قاچاق مواد مخدر به دست می آورند و فساد اداری نیز که کم کم در افغانستان دارد به شکل یک معضل بسیار جدی در می آید در قسمت مامورین پایین رتبه دولتی که اکثریت مامورین دولت را تشکیل می دهند سر چشمه از همین فقر اقتصادی می گیرد و دولت بالاخره باید روزی به این نتیجه برسد که اگر تاکید عمده اش را بر سر رفع مشکلات اقتصادی مردم کند به راحتی می تواند با مشکلات دیگر به مبارزه بر خیزد.
چندی پیش رییس جمهور کشور در یکی از سخن رانی هایش اشاره هایی به این داشت که حضور جامعه جهانی در افغانستان صرف به نفع عده ای دولت مرد بود و در حقیقت در زندگی آنان تغییرات آورده اما مردم بد بخت و فلاکت زده هم چنان در همان وضعیتی به سر می بردند که قبلا داشتند. و و هیئتی از پارلمان کشور نیز اخیرا در نشستی در بروکسل که با پارلمان اروپا داشتند نیز به این نکته اشاره ای کردند با وصف این که پارلمان در این راه تعدادی از نهاد های بین المللی را نیز شریک دانست.
بعد از روی کار آمدن دولت امروز افغانستان تا کنون که نهاد های و ان جی او های بین المللی زمینه فعالیت را پیدا کرده اند هر از گاهی سر و صدا هایی در مورد این که این نهاد ها یا نهاد های سالمی نیستند و یا هم جای مصرف کمک های بین المللی در افغانستان را نمی شناسند بلند می شد که سر و صدا های چندان نا بجایی هم نبود.
دولت افغانستان مجبور است در راستای اصلاحات در چوکات دولت به فکر اصلاحات در ان جو های داخلی و خارجی در افغانستان نیز باشد و آنها را در حقیقت تحت نظارت خویش اجازه فعالیت دهد و با کشورهای کمک کننده به افغانستان نیز وارد مذاکره گردد تا کمک هایی که به این کشور صورت می گیرد مستقیم از طرق دولت افغانستان به مصرف رسد البته با توجه به این نکته که دولت نیز مانند گذشته عمل نکند و با شناخت ضرورت های مردم از یک طرف و آوردن اصلاحات در چوکات خویش از طرف دیگر وارد عمل گردد تا دغدغه هایی از این دست از ذهن عده ای که به این کشور و این مردم فکر می کنند زدوده شود.