در این اوخر هر باری که تقویم ورق می خورد و سال جدید می آید امید واری های فراوانی نیز ایجاد می شود که دولت با پند گرفتن از تجربیات سال های گذشته خود بتواند برنامه های دقیق تری را بریزد که جلو نابسامانی های فراوان این کشور گرفته شود.
امروز مهم ترین پدیده هایی که در افغانستان به شدت می توان از آن ها سراغ گرفت و اصلح بودن دولت امروز را زیر سوال می برند نا امنی ها و فقر شدید اقتصادی مردم است.
در زمینه ی مسئله اول که در حقیقت هم از مسئله دوم گاهی متاثر است و هم به شدت بر آن تاثیر گذار است تلاش های زیادی را دیده ایم که به نتیجه ای نرسیده اند. دولت امروز افغانستان با حمایت و پشتی بانی جامعه جهانی در افغانستان پایه ریزی شد و در اوایل روی کار آمدن آن با امید واری های فراوانی نیز روبرو گردیدیم در حدی که در آن روزها هیچ کس امروز افغانستان را این گونه گمان نمی کرد و تصوراتی به مراتب بهتر از امروز برای آن می شد.
با وصف تمام این حرف ها گذر زمان ثابت ساخت که تنها امکانات نیست که می تواند موثر باشد بلکه اگر برنامه ریزی های ریز بینانه و دقیقی وجود داشته باشد می تواند به مراتب موثرتر واقع شود و از کمترین امکانات بیشترین سود را برد.
آن چه امروز مسلم است این می باشد که دولت های خارجی هم دیگر آن شور و اشتیاق سابق را برای کار کردن در افغانستان ندارند مثل این که تصورات بهتر برای امروز افغانستان در ذهن آن ها نیز وجود داشته و امروز گمان می کنند که تلاش ها و فعالیت های شان دست آورد هایی که توقع می رفته را به هم راه نداشته است.
با این حساب وظیفه دولت افغانستان را در این روزها دشوار تر از سابق در می یابیم که باید با انرژی و تحرک بیشتری وارد میدان شود و متوسل به برنامه ریزی شود. تا از یک سو بتواند برای افغانستان موثر واقع شود و از سوی دیگر دوباره اعتماد جامعه جهانی را به دست بیاورد.
باز هم مانند سال های گذشته مردم منتظر این اند که با شروع سال جدید دولت می خواهد از چه راهی برای مبارزه با مشکلات فراوان در افغانستان وارد میدان شود و همراه با تحول طبیعت می خواهد چه تحولاتی را در عرصه های مختلف زندگی مردم بیاورد.
مبارزه با فقر در افغانستان می تواند یکی از مهم ترین مسائلی باشد که دولت در صدر برنامه های کاری خود قرار دهد مردم از دولت نمی خواهند که خانه به خانه بگردد و به آن ها کمک مالی کند ولی به عنوان شهروندان این کشور این توقع را دارند که زمینه کار را برای آن ها مساعد سازد؛ با بلند بردن تولیدات داخلی جلو واردات سرسام آور به افغانستان را بگیرد؛ با حمایت از تجار داخلی زمینه صادرات را مساعد سازد و ده ها کار دیگر از این دست که هر کدام از آن ها می تواند حتی روزانه بر زندگی مردم تاثیر بگذارد.
از طرف دیگر اگر دولت بتواند مشکلات اقتصادی مردم را حل کند خود کمکی است به روند بازسازی افغانستان چرا که مردم نیز دست به کار می شوند و در این زمینه حتی می توانند از دولت نیز موثر تر واقع شوند. امروز ما نمی توانیم تمام تفاوت هایی را که در رنگ و روی شهر و بازار می بینیم به دولت نسبت دهیم بلکه قسمت زیادی از آن ها کارهایی است که توسط خود مردم صورت گرفته است البته کسانی که به قول معروف دست شان به دهان شان می رسد.
اما رفع مشکلات امنیتی نیز بدیهی است که می تواند تاثیرات فراوانی را بر روی بازسازی کشور بگذارد. اگر امیدواری به ثبات امنیت در افغانستان ایجاد شود قسمت زیادی از سرمایه هایی که امروز توسط افغان ها در خارج از کشور می چرخد می تواند وارد افغانستان شود که از یک طرف با ایجاد فرصت های کاری تا اندازه ی زیادی می تواند به حل مشکلات اقتصادی مردم کمک کند و از سوی دیگر با ورود سرمایه داران به داخل کشور می توانیم شاهد ساخت و ساز های جدیدی باشیم که بر ویرانه های جنگ های چند دهه ی اخیر اعمار می شود.
امیدواریم برای امسال دولت افغانستان برنامه های کارا و موثری را با استفاده از تجربیات چند سال اخیر روی دست گرفته باشد و مانند سال های گذشته این امیدواری به خیالی پوچ تبدیل نگردد.