افغانستان یکی از سه کشوری است که در آن زبان فارسی جنبه رسمی دارد و دارای پشت وانه محکمی نیز می باشد چرا که عده زیادی از بزرگان زبان فارسی در این سرزمین بزرگ شده اند بالیده اند و به آفرینش پرداخته اند. چهره های درخشانی مانند مولانا جلاالدین محمد بلخی، ناصر خسرو بلخی، جامی، خواجه عبدالله انصاری، هلالی جغتایی، ناظم هروی و کسان دیگری از این گونه که هر کدام در کنار بزرگان زبان فارسی می ایستند.
این گذشته درخشان باعث این گردیده که در دوران معاصر با وصف این که مشکلات فراوانی را در همه زمینه ها داریم که فرایند جنگ می باشند در زمینه ادبیات باز هم با رکود چندان چشم گیری روبرو نباشیم.
البته نباید از یاد برد که در سال هایی که ما دچار خانه جنگی و جنگ با بیگانه گان بود در کشور همسایه و هم زبان ما یعنی ایران تفاوت های چشم گیری در حوزه ادبیات آمد و چهره های ارزنده و بزرگی در زمینه شعر و ادبیات سر بر آوردند و شعر فارسی را که از سبک هندی دوباره باز گشته بود وارد فضایی نو و تازه کردند که تا آن وقت در چنین فضایی نفس نکشیده بود. بر علاوه این مسئله در زمینه ژانر داستان نیز که با مولفه هایی که برای آن سراغ داریم از ژانر های جدید در ادبیات فارسی به شمار می آید نیز کارهایی صورت گرفت و بزرگانی مانند هدایت و گلشیری و امثال این ها متولد گردیدند و در کنار این اتفاقات که در حوزه آفرینش افتاد در زمینه تصحیح متون کهن، نقد و بررسی و پژوهش دست آوردهای چشم گیری دیده شد. تمام این اتفاقات در همان سال هایی به وقوع پیوست که یا مردم افغانستان دچار فقر و بدبختی بودند و یا هم دچار جنگ و جدل و مجالی برای نفس کشیدن در حوزه ادبیات کمتر وجود داشت.
امروز که ظاهرا وضعیت سیاسی و اجتماعی در افغانستان رو به بهبود است و امید واری این وجود دارد که در آینده شاهد رفاه و آرامش در افغانستان باشیم اهالی شعر و ادبیات و کسانی که دغدغه زبان دارند باید از همین امروز برنامه های دقیق و حساب شده ای را برای آینده ادبیات این سرزمین فراهم سازند تا بتوانیم خالی گاهی را که سال های جنگی و دربدری در زمینه ادبیات افغانستان ایجاد کرده بورد پر کنیم.
یک نکته را در باره زبان نباید از یاد برد که جغرافیای زبانی ملت ها چیزی جدا از این مرز بندی های سیاسی است و ما می توانیم امروز با پشت وانه خوبی که برای ادبیات معاصر در ایران دست و پا شده در این مسیر با استحکام قدم بر داریم و نیازی نیست یک بار دیگر راه های رفته را دوباره تجربه کنیم و خوشبختانه این وضعیت را امروز به خصوص در بین نسل جوان ادبیات در افغانستان می بینیم و سر و کار شان را با کتاب های خوبی که چه در زمینه آفرینش و چه در زمینه نقد، تحلیل، پژوهش و حتی ترجمه در ایران چاپ شده مشاهده کنیم. این وضعیت امیدواری این را ایجاد می کند که به زودی شاهد از بین رفتن این خالی گاه خواهیم بود و ظرفیت این نیز برای نویسنده گان ما ایجاد خواهد شد که با اتکا به ادبیات معاصر دست به پژوهش ها و نوشته هایی بزنند که ایرانی ها و تاجیکی ها نیز از آن ها استفاده کنند هر چند همین امروز هم شاهد کارهایی این گونه هستیم به طور مثال نقد بیدل که از اولین نوشته هاییست که درباره کارهای بزرگترین گوینده سرزمین هند بیدل دهلوی نوشته شده از آن دسته کتاب هایی است که تا امروز نیز در بین نویسنده گان افغانی ایرانی و تاجیکی به عنوان مهم ترین منبع محسوب می شود و نوشته استاد صلاح الدین سلجوقی یکی از پژوهش گران و نویسنده گان چیره دست افغان است.
دولت نیز در این راستا باید به حمایت از نویسنده گان و اندیش مندان بپردازد و با فراهم سازی امکانات چاپ، ایجاد کتاب خانه ها، برپایی همایش ها و جشنواره ها زمینه این را مساعد سازد تا آینده گان از نسل امروز ما همان طوری یاد کنند که ما از گذشته گان خود یاد می نماییم.