به تازه گی مقامات استخباراتی پاکستان گزارش داده اند که طاهر یولداشیف یکی از فرماندهان ارشد سازمان القاعده در منطقه ی جنجال بر انگیز وزیرستان هدف حمله ی هوایی نیروهای امریکایی قرار گرفته و کشته شده است. ظاهرا وی بعد از آن که یک دست و یک پای خود را از دست داده بود بعد از نزدیک به دوماه جدال با بیماری تسلیم مرگ شد.
یولداشیف رهبر حزب حرکت اسلامی ازبکستان و فرد مطرح سازمان القاعده برای آسیای میانه، افغانستان و پاکستان بود وی بعد از جمعه محمد نمنگانی رهبر ازبک تبار القاعده که در سال 2002 میلادی در حمله ی هوایی نیروهای امریکایی کشته شد رهبری شورشیان خارجی در افغانستان را به عهده گرفت و در جریان سال های گذشته افراد مرتبط به او نبردهای سنگینی با نیروهای دولتی افغانستان، نیروهای خارجی و زمانی هم با طالبان محلی در منطقه ی وزیرستان انجام دادند.
یولداشیف فرمانده مطرح و عمده ی القاعده در منطقه و از اهداف عمده برای نیروهای امریکایی بود. هرچند تا حال گفته های مقامات استخباراتی پاکستان از سوی مقامات امریکایی که دقیق تر و مطمین تر است تایید نگردیده اما آنچه مهم است این که اگر واقعا این فرمانده از بین رفته باشد چه تاثیری می تواند بر روند جنگ در افغانستان داشته باشد.
از ماه ها به اینسو و بدنبال آن که قرار داد انتقال مواد اکمالاتی نیروهای امریکایی از خاک روسیه به افغانستان عقد شد تحرکاتی مبنی به ایجاد تشنج در مسیر این راه اکمالاتی در شمال و شمال شرق کشور ایجاد گردید. منابع نظامی افغان نیز باری اعلام نمودند که آنان دریافته اند که شورشیان مرتبط به یولداشیف در ولایت های شمال شرقی کشور در تلاش ایجاد پایگاه ها برای برهم زدن امنیت اند. در پیوند به این موضوع شماری از شورشیان از بکستانی نیز در شمال شرق کشور بازداشت شده اند. به این ترتیب واضح است که القاعده به منظور ایجاد تشنج در شمال افغانستان از شورشیان ازبکستانی می خواهد استفاده نماید که در این میان نقش یولداشیف به عنوان رهبر وفرمانده آنان برجسته تر ازهر زمان دیگر بود .هرچند تجارب گذشته درهمچوموارد نشان میدهد که به زودی جانشین تازه یی برای رهبری این نبرد از سوی القاعده اعلام خواهد شد اما نفس قضیه این است که اگر واقعا یولداشیف کشته شده باشد نیروهای آماده به عملیات القاعده در شمال افغانستان به پراگنده گی و بی نظمی رو به رو خواهند شد گذشته ی جنگ در افغانستان نشان داده که جانشین یک فرمانده به خصوص در میدان نبرد کمتر توانایی ها و تجارب رهبر خود را دارد و حتی در بعضی موارد نزاع ،عدم اطاعت و فرمانبرداری از معاون و یا جانشین فرمانده و طماع قدرت و اقتدار در میان صفوف رده های بالایی سبب ایجاد نزاع و سرانجام بی نظمی در میدان عمل خواهد شد عمده ترین مثال هایی از این دست را می توان درمناطق سرحدی پاکستان بعد از کشته شدن بیت الله محسود رهبر شورشیان مسلح، جانشینی ملا اختر عثمانی فرمانده طالبان افغان در جنوب کشور و نزاع برسر جانشینی ملا دادالله فرمانده عمده ی طالبان در افغانستان شمرد.
به هرترتیب اگر خبر مرگ این فرمانده شورشیان واقعیت داشته باشد شاید بیشترین نفع از این وضعیت نصیب افغانستان گردد زیرا با توجه به مواردی یاد شده در حال حاضر نبود وی ممکن است به تناسب نبرد در پاکستان تاثیر مستقیم بالای اداره و کنترول جنگجویان مسلح وآماده به نبرد وی در افغانستان آنهم در ساحات شمالی وشمال شرقی کشور داشته باشد.