طالبان مسلح روز گذشته گوشهای یک معلم را در ولایت زابل بریدند. و تعدادی از بزرگان قومی را در ولسوالی سیوری این ولایت به خاطر اشتراک در مراسم افتتاح یک مکتب لت و کوب نمودند.
رییس معارف این ولایت گفته است که طالبان مسلح شب هنگام وارد منزل این افراد شده و دست به چنین اعمال زدند. این اولین بار نیست که طالبان با افراد ملکی به خصوص مسوولان معارف چنین برخورد می کنند. در گذشته نیز موارد بی شماری از سوختاندن مکاتب، قتل شاگردان و حتی به آتش کشیدن دها هزار جلد کتاب به شمول کتب دینی از سوی آنان صورت گرفته است.
طالبان در همین روز دو کارمند صحی را که برای ثبت یک واقعه فلج به ولسوالی سپین بولدک ولایت کندهار می رفتند نیز به قتل رساندند. هر چند مسوولیت این قتل را یک سخنگوی طالبان به عهده گرفت اما جالب این است که نه در حال و نه در گذشته طالبان هیچ گاه مسوولیت سوختاندن مکاتب را به عهده نگرفته اند و حتی یکی از مقامات محلی آنان در صحبت با یک رادیو اجرای چنین اعمال را از سوی دیگران و برای بدنامی طالبان خواند اما آنچه واضح است این است که تمامی این حملات در مناطقی که طالبان به نحوی در آن حاکمیت دارند صورت می گیرد.
آمار منتشر شده وزارت معارف نشان می دهد که بیش از دوصدو پنجاه مکتب در حال حاضر در مناطق جنوب کشور مسدود شده و بیش از دوصد شاگرد، معلم و کارمند معارف به قتل رسیده اند. این موارد نشان می دهد که اجرای چنین حرکات یک امر تصادفی و یا خود سرانه از سوی گروه یا افراد جدا از طالبان نبوده است بلکه این اعمال به شکل سازماندهی شده و از قبل برنامه ریزی شده صورت می گیرد.
کشته شدن دوکارمند صحی ومعیوب نمودن یک معلم از سوی طالبان درست در زمانی صورت می گیرد که حملات نیروهای بین المللی بر مراکز طالبان در آنسوی سرحد شدت بیشتر کسب نموده است. روز گذشته رهبران قبایل پاکستان هشدار دادند که این حملات را در خاک افغانستان تلافی می کنند و شاید این تلافی هدف قرار دادن مردم ملکی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم باشد. به هر حال آنچه غم انگیز و در عین حال برای مردم و دولت مهم است این است که در هردو حادثه افرادی که آسیب دیده اند جرم شان خدمت به مردم است. داکتران و معلمان افراد ملکی و بی طرفی اند که به هیچ نحوی نمی توان آنها را به عنوان یک نظامی هدف قرار داد.
در چنین وضعیت مردم باید در قدم اول تلاش کنند تا آگاهانه با این قضایا برخورد نمایند. مقاومت چند ماه پیش شماری از زنان در ولایت پکتیا و جلوگیری از به آتش کشیدن یک مکتب که طالبان می خواستند آنرا به آتش بکشند و حرکت دلیرانه مردم در ولایت کندز در جلوگیری از به آتش کشیدن یک مکتب از سوی طالبان مثالهای های خوبی از همکاری مردم با دولت برای دیگر افراد جامعه بوده می تواند. در چنین وضعیتی که دولت و مردم هر دو از سوی مخالفان آسیب پذیر شده اند ایجاب می کند تا دولت هم فاصله خود را با مردم نزدیک نموده از آنها دلجویی ومراقبت نموده و حمایت شانرا به خصوص در چنین موارد بیشتر جلب نماید.